السيد محمد علي الأبطحي

509

مسائلى از فقه شيعه ( فارسي )

يك چشم أو را كور كند ، بايد نصف دية كشتن را بدهد . دوم : بريدن دو گوش كسى ، يا انجام كارى كه هر دو گوش أو كر شود واميد خوب شدن نباشد . واگر يك گوش أو را ببرد يا كر كند ، بايد نصف دية كشتن را بدهد . واگر نرمه گوش أو را ببرد ، بايد ثلث دية كشتن را بدهد ، وأحوط آن كه مصالحه كنند . سوم : بريدن تمام بيني يا نرمه بيني كسى . چهارم : از بيخ بريدن زبان كسى كه لآل نيست . واگر مقدارى از آن را ببرد بايد به نسبت مخارج حروفى كه به جهت قطع زبان از بين رفته است ملاحظه نمايند ، ودية تمام را نسبت به مخارج حروف تقسيم كنند ، ونسبت آن مقدار را بدهد . وأولى اين است كه با مقدارى كه ملاحظه مساحت يعنى نصف يا ثلث يا ربع ومانند اينها واجب مىشود ، ملاحظه نموده هر كدام بيشتر است آن را بدهد . واگر زبان كسى كه لآل است را ببرد ، بايد ثلث دية كشتن را بدهد ، واگر مقدارى از زبان أو را ببرد بايد به نسبت نقص زبان دية بدهد ، يعنى در نصف ، نصف ثلث ; ودر ربع ، ربع ثلث دية را بدهد . پنجم : از بين بردن همه دندانهاى شخص كه هيجده عدد است ، وچنانچه برخى از دندانها را از بين ببرد اگر صاحب دندان مرد باشد بايد براي هر دندانى از دندانهاى جلو كه دوازده عدد است پانصد درهم ، يا پنجاه مثقال شرعي طلا ، دية بدهد ، وبراي هر يك از دندانهاى ديگر دويست وپنجاه درهم يا بيست وپنج مثقال شرعي طلاى سكه دار بدهد . ششم : جدا كردن هر دو دست شخص از بند . واگر يك دست را از بند جدا كند ، بايد نصف دية كشتن مانند أو را بدهد . هفتم : بريدن ده انگشت شخص ، ودية هر انگشت يك دهم دية كشتن است ، ودية در زن اگر به ثلث برسد نصف دية مرد است . هشتم : بريدن هر دو پستان زن . واگر يكى از آنها را ببرد ، بايد نصف دية كشتن مانند أو را بدهد .